تبليغاتX
دست نوشته های پسری ایرانی

 

شکوه شبم را چگونه جواب میکنی ؟

ستاره های شکسته را خواب میکنی

هنوز ز سرخی شفق دقایقی ماندست

بگو بکدامین نگه مرا خطاب میکنی

مگر ز دوری عشقم چها کشیده دلت ؟

که چشمهای مرا اسیر نقاب میکنی

دلــم هــزار راه را نــرفته مــیخـواند

بگــو غــرور مــرا چــرا کــتاب مـیکنی

ز سردی دستهای خالی ز احساست

دو چشم خون رنگم را فدای قاب میکنی

ولـی بدان در این ســکوت بی رنــگی

بدون هـیچ مـرا غـریبه حـساب میکنی

هنوز هم ز قصه هامان دمی ماندست

بـگو  تـو را خــدا ٬ بـگـو ثـواب مـیکـنی

 

نوشته شده توسط حمید اسدپور در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 |