هر کسی آمد به بخت زشت ما خندید و رفت
هر که آمد تکه ای از مهر ما بلعید و رفت
خواستم خود را به تیغ مرگ بسپارم شبی
نوبت مردن که شد یار آمد و رقصید و رفت