تبليغاتX
دست نوشته های پسری ایرانی

 

باز شب آمد و شد اول بیداری ها

باز هم غم شده آغاز خطا کاری ها

صورت واقعه از شرم برو ن افتاده

خسته گشتیم از این حادثه تکراری ها

روزگاریست که در کوی بدان گمنامیم

چه شدست این همه فتوای بدهکاری ها

ساقی از وعده ی یک جام کمی میترسی

دست و دل هم نبری سمت وفاداری ها

ره نبردیم به سوی هدفی رنگین تر

باز هم شده و این همه بدکاری ها

عاقبت وصله ی این سجده مرا میراند

کو رجیمی که رود در پس این خواری ها

دو سه سالی است که در طرف چمن بیکارم

باز هم قصه ی درد و غم بیکاری ها

نازنینا تو بخوان این غزل نفرینی

که دگر خواب شده اول بیداری ها

 

نوشته شده توسط حمید اسدپور در شنبه شانزدهم آبان 1388 |