شکوه شبم را چگونه جواب میکنی ؟
ستاره های شکسته را خواب میکنی
هنوز ز سرخی شفق دقایقی ماندست
بگو بکدامین نگه مرا خطاب میکنی
مگر ز دوری عشقم چها کشیده دلت ؟
که چشمهای مرا اسیر نقاب میکنی
دلــم هــزار راه را نــرفته مــیخـواند
بگــو غــرور مــرا چــرا کــتاب مـیکنی
ز سردی دستهای خالی ز احساست
دو چشم خون رنگم را فدای قاب میکنی
ولـی بدان در این ســکوت بی رنــگی
بدون هـیچ مـرا غـریبه حـساب میکنی
هنوز هم ز قصه هامان دمی ماندست
بـگو تـو را خــدا ٬ بـگـو ثـواب مـیکـنی
شکسته بال و پرم قفس بهانه ی پرواز است
در این فضای پر از دود دلم اسیر اعجاز است
چگونه ؟ به کدامین هدف تو را دوباره بخوانم
بگو ٬ بگو کدام رنگ مسیر آغاز است
هنوز هم ز سبزی بهار چند قدم راه است
نگو بیا به این مسیر که در باز است
نفس ز سینه برون کشانده است فریاد
چاره چیست که پشت در پر ز سرباز است
دگر بهانه نیست نیست که سر کشم یکریز
بیا بیا که جرم من درون نامه احراز است
تو خود ز آب سبز گشتی و ما هنوز بی رنگیم
خدا کجاست ؟ بگو کجا حریم پرواز است
دوستان این شعر من قبلا گذاشته بودم اما به اشتباه حذفش کردم حتی این شعر رو دوست خوبم سحر ( مدیر وبلاگ گلستانه ) بازنویسی کرده بود ولی متاسفانه از بین رفت ولی امیدوارم دوباره از این اشتباهات رخ نده و به زودی بازنویسی اون رو میزارم همینجا که . موفق باشید .
( بازنویسی شده توسط سحر مدیر وبلاگ گلستانه )
شکسته بال و پرم کى مجال پرواز است
در این فضای قفس دل اسیر اعجاز است
تو را چگونه بخوانم بهانه ای باید
بیا بگو که چه رنگی مسیر پرواز است
هنوز هم به بهاران مسافتی راه است
مرا مخوان تو به این ره مگو که در باز است
نفس بریده ز سینه برآورم فریاد
کجا روم؟ پس این در هجوم سرباز است
بهانه ای دگرم نیست سرکشم یکریز
بیا ببین که به جرمم چگونه احراز است
زآب سبز گشتی و من هنوز بی رنگم
خدا کجاست؟ کجا حریم پرواز است؟