تبليغاتX
دست نوشته های پسری ایرانی
مرگ سبز ... پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 9
 

باز کن این گره سبز تو ای لوتی مست

کین گره بادیه در بادیه در خون من است

به کجا میروی ای رهرو بیگانه پرست ؟...

سالها خفته در این خاک اسیر بدنی

و هزاران کفتار

می مکند این نفس سرخ تو را

تو که میدانی از این خوی پریشانی خود

که چرا زیسته ایی ؟؟

از کجا آمده ایی ؟ به کجا خواهی رفت ؟

دست بردار از این موج غم سبزین رنگ

آنکه در هر قدم موج نفس میراند

سالها کنج قفس

بی خبر از غم تو

نغمه سر میدادست !!

 

آری ای همسفرم ...

موج تو نام بزرگی دارم

موج سبز ...

موج سبزی که هزاران بیمار

بی خود از کرده ی خود

دست در شوری نانش دارند

گر بگیری تصمیم ...

گر نگیری تصمیم ...

روز تو خاک سیه می شود و مرگی زرد

این چه موجی است

                   چه موجی است

                                            چه سبز


متن نوشته با ترجمه انگلیسی ...

The green node you open a drunk Lvty

Node in Badyh Badyh Kane is my blood

Where Myrvy a passer xenophile? ...

Sleeping years in soil physical captive

And thousands of hyaena

This is self Mknd red you

This field that you temper your distress

Vocative lived why??

Where convention? Voices went where?

Wave vector of this grief green color

Although each step in the wave of self Myrand

Years corner cage

Unaware of the grief you

Head Mydadst song!

Yes or a trip

You name a big wave I

Green Wave ...

Thousands of patients vegetables wave

From your unconscious has its

Salinity in the are Bread

Decision to grant If
... 

If no Grant decision ...

Syh day you are soil and yellow Death 

What is this wave

What is wave

How green  
نوشته شده توسط حمید اسدپور   | لینک ثابت |