تبليغاتX
دست نوشته های پسری ایرانی
بیاد باپیرو ( پدر بزرگ ) پنجشنبه یازدهم مهر 1387 13
 

باز هم قلمی و نفسی بر روی کاغذ آن هم بیاد جوانی کهنسال ( باپیرو )

.................................................................................................................

 

دیدن کردن از خانه های قدیمی

مرا بیاد آن پیرمرد استواری می اندازد

که با موهای سفیدش

هنوز بدنبال آرزویی بود

آرزویی که سالها بدنبالش دویده

ولی هیچ اثری از آن نیافته بود

میدانید آرزویش چه بود ؟؟؟...

نشانی از پاره ی تنش از وجودش از ...

که در جبهه های جنگ

بوی باروت گرفته است

و اینک او بزیر خاک

و آرزویش دست نیافتنی

( روحش شاد )

  

نوشته شده توسط حمید اسدپور   | لینک ثابت |