تبليغاتX
دست نوشته های پسری ایرانی
چشم های انتظار پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 22
 

چشمهاي خسته ي من

بر روي ديوار انتظار قدم ميزند

تا شايد

دستي از پشت ديوار

پلكهاي نوازش گرش را

نوازش كند

اي پلك هاي باراني من

اي ترنم خستگي خواب هاي از دست رفته

 زندگيم در دستان توست

و خاك پيكرم فداي تو  

اي نوازش گر باران

اي محبت شب خيز

دستانم در آغوش تو

و نگاهم بدرقه ي ايمانت

آري مسافر شهر تنهايي من

رفتنت چه زود و بازگشتت محال

بدرود اي همه خوبي

بدرود سرزمين عشق من

 

نوشته شده توسط حمید اسدپور   | لینک ثابت |