دست نوشته های پسری ایرانی
Find hand written Iranian boy
رفتنم بهانه بود
جمعه شانزدهم شهریور 1386 11
حور به گوشه ی چشمی سرک می کشد
و من از صدای گرگان آبادی ٬
احرام بسته ام !
هنوز رفتنم بوی ایهام می دهد
و گیوه هایم از لرزش آسمان
دیشب را به اشک خفته اند
ولی خواهم رفت !
برای ماندن بهانه بسیار است
تا هوا گرگ و میش است باید رفت ٬
زیرا در صبحگاهان ٬
در آنسوی آبادی ٬
نوشادهایی بیدارند ٬
که مرا خواهند دید ٬
میروم بدور از چشمانت
ولی ز بعد رفتنم ٬
همچو مرغی شباهنگ
در روز خواهم مرد
نوشته شده توسط حمید اسدپور
| لینک ثابت |






