تبليغاتX
دست نوشته های پسری ایرانی
احسان عشق جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 11
 

بیا تا خاک را گلستان کنیم

زلف رسوا گران را پریشان کنیم

در حضور سواران این سرزمین

خانه مور را ملک سلیمان کنیم

از برای یتیمان جامه بدست

اشک را از دیده گریان کنیم

مگر چست دنیا که دل بسته ایم ؟

کمی هم فدای یتیمان کنیم

در این روزگار ریا آفرین

ریا کاری از پرده پنهان کنیم

شب است و سکوت است و مهتاب نیست

بیا تا گناهان خود ٬ جبران کنیم

بیا تا در این خاک آسودگی

یادی از زخم اسیران کنیم

و ای دل بیا تا برای خدا

دمی از عشق احسان کنیم

و اینک ( مسافر ) کلامی نوشت

بیا تا جهان را گلستان کنیم

 

نوشته شده توسط حمید اسدپور   | لینک ثابت |

میدانی چرا ؟... دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 9
 

دوستان عزیز بازم سلام

دوست دارم همتون این دو خط رو با یک نگاه بازی کنید .

موفق باشین

 

میدانی چرا ؟ ...

 

میدانی چرا ...

کفتر باز

برای پراندن کفترانش

ناله مرغ سحر را انکار میکند !

میدانی چرا ...

تیر انداز با کمان شکسته اش

سینه ی آن آهوی چشم آبی را

با نگاه سردش می درید !

میدانی چرا ...

پرنده تنهایی من

برای لحظات شادی اش

رقص را بهانه پریدن میکرد !

میدانی چرا ...

ماهیان رودخانه گل آلود

با چشمان خیس خود

راهنمای آزادی رود بودند !

میدانی چرا ...

کویر هیچ وقت

بر آبادی بیابان حسادت نمی کند

میدانی چرا ...

غرور قابیل

سنگ دلانه ترین جنایت قرن را

بر دیوار شب آویزان کرد !

میدانی چرا ...

زلیخا از دیدن یوسف

چاه را برای برادرانش

حمام عشق می نامید !

میدانی چرا ...

هیتلر با جوانمردیش

خون یاغی های کرم صفت را

بر صفحه تاریخ هک میکرد

میدانی چرا ...

کارو با تمام وجودش

از قلمی برنگ شب

ترانه های اهورایی می سرود !

میدانی چرا ...

گاندی خاک میهنش را

به خاطر غرورش

به ویرانه تبدیل کرد !

میدانی چرا ...

قلندر نشینان معبد شائولین

با شمشیر زهر آلوده

مرگ را سوار بر کاروان آزادی می کنند  !

میدانی چرا ...

نرون با این همه ابهت

جنایتش بمب را

در زیر خاک پنهان می کرد  !

میدانی چرا ...

سیاهان با حضورشان

در عرصه سرمایه داران غرب

برده دست آنها می شدند  !

میدانی چرا ...

انسانها دم از آزادی می زنند

ولی خودشان در قفسی

به بزرگی دین گرفتارند  !

میدانی چرا ...

دنیا پر از لاشخوران

شکم پرست شده است

شکم پرستانی که از یک متر پارچه

سودی به اندازه یک طاق می گیرند !

میدانی چرا ...

بی رحم ترین انسان قرن

با دست چرکینش

یک ملت را برده ی خویش کرده بود  !

میدانی چرا ...

خمینی کبیر

با نگاه غرور آفرینش

ملتی را هدایت می کرد  !

میدانی چرا ...

خدا با جسارت خویش

اولین ساخته انسانیت خویش را

از عرش به خاک فرستاد !

میدانی چرا ؟ ...

 

میدانی چرا ...؟

 

نوشته شده توسط حمید اسدپور   | لینک ثابت |

زندگي ... شنبه هشتم اردیبهشت 1386 17
 

تو آمدی

تو آمدی و با آمدنت

بهار مرا پاییز کردی

تن پوش مرا زرد

و اندام ضعیف مرا عریان

 

چگونه آمدی !!!

با دلی سرشار از نفرت

خشمی نهفته در سینه

و بغضی پنهان در گلو

 

من چه بودم !!!

كبوتري خسته از پرواز

گنجشككي فتاده در حوض

و بهاري گرم و سياه

 

آري ...

عاقبت انسان همين است

زندگي اين است

نامرد

       تلخ

             سياه

 

نوشته شده توسط حمید اسدپور   | لینک ثابت |