خسرو شكيبايي در گذشت ...
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد

برای شادی روح آن بزرگوار صلواتی ختم کنید
پدر دوستت دارم

موهای سفید وسمه خورده اش
یادآور خاطرات کودکی من است
و دستان ترک برداشته اش
یادآور سختی های روزگار
قامت استوارش را نظاره میکنم
آن شانه های محکم
و آن جبین عرق گرفته اش را
و می ستایم غرورش را
زیباترین بوسه گان وجودم را
غرق در پیشانی چروک افتاده اش خواهم کرد
و آرام و نجواگرانه
زمزمه خواهم کرد
پدر دوستت خواهم داشت
میلاد با سعادت امام اول شیعیان حضرت علی ( ع ) و روز پدر را به تمامی پدران دنیا تبریک میگویم .
برای شادی روح پدر دوستانم ( محمد شهامت و مجتبی اشکانی ) صلوات
مادر ، عشق
مادر واژه اي كه وصفش در كلام نمي گنجد
باز هم پس از روزهاي زياد قطعه شعري را به نام مادر تقديم دوستان خواهم كرد كه اميدوارم خوشتون بياد و منتظر نظرات سازنده شما هستم .

" ميم " مادر سخن از مهر و صفا دارد و بس
" الفش " رشـته ايـــمـــان خـــدا دارد و بس
" دال " آن دايـره ســادگــي و گــمـناميست
" ر " آن صـحبـتي از رحــم و وفـا دارد و بس
تـا كـه ايـن چـشـم مــرا خـواب نـداده يـاران
بنـويسيد كــه او عــشـق جــدا دارد و بـس
خدا هست خدا نیست ...
بگذار که در حسرت این آمدنت
فریاد برآرم که خدا نیست ...
اگر هست کجاست ؟
گر خدا هست چرا نیست ؟!!!
مگر بنده خاکی چه گنه کرده به درگاه
که باید رخ زیبای خدا را نستاند
چه باید کند این بنده ی مخمور
که بیند صور عالم هستی ؟
...
ولی هست !!!
خدا هست !!!
چرا هست ؟؟؟
تو گر چشم کنی باز ببینی
ببینی که چراها به کجاها رود اکنون
این همه کوه و در و دشت کجا بود ؟
این همه سرخی مهتاب چرا بود ؟
که آورده وجود این همه زیبایی عالم ؟
کسی نیست بجز ذات وجود احدیت .
...
ولی نیست ...
خدا نیست ...
چرا نیست ؟؟؟
اگر بود خودش را به بشر روئیت انوار بدانست
و از این خلق
از این خلق خلف خورده ی نا حق
به بهایی خریدار عقول همه می شد
و از دیده ی این خاک پر از شیشه نامرد
به صدایی طلب بودن و انکار نمی کرد
پس چرا ؟...
پس چرا این همه فریاد برآرند که خدا نیست ؟
خدا هست ...
چرا ؟
چونکه تمامیت این هستی زیبا
از آن احدی پاک و بنام است
که آن ذات خداوند جهان است
پس خدا هست ![]()
بقرآن خدا و نبی آل محمد (ص )
که در این جمله ی اشعار
تفکر نظرم بود
ولی هست ...
خدا هست ...
چرا هست ؟؟؟
یک عکس یک دنیا تفکر
سلام دوستان عزیز
من دیروز این عکس رو از جایی دیدم که منبع عکس رو یادم رفت یادداشت کنم و گرفتمش واقعا زیبا بود طوری که هر بار که میام پشت سیستم باید یه بار بهش نگاه کنم .
شما هم ببینید شاید نگاهتان به این دنیای کاغذی زیباتر بشه .
شاید نمای مثبتی نداشته باشد ٬ بعید میدانم کسی از این تصویر با دید منفی بنگرد
دوستانی که این کلمات متحرک هم میخوان بگن تا واسشون بزارم ( به هر اسمی )

عکس یک سالگی سحر خانم و آقا سینا
سلام دوستان عزیز ٬ خسته نباشید ٬ اگه یادتون باشه من در تاریخ ۸/۸/۱۳۸۶ عکس چند ماهگی برادر زاده و خواهر زاده خودم رو واستون گذاشتم و الان هم که کم کم نزدیکه به اولین سالگرد تولدشون میخوام عکس یک سالگی اونا رو تو وبلاگم بزارم .
سحر جان تولدت مبارک ( دوشنبه ۲۴ تیر ساعت ۶ صبح تولد سحر عزیز بود )
برای دیدن با سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید



