باز شب آمد و شد اول بیداری ها
باز هم غم شده آغاز خطا کاری ها
صورت واقعه از شرم برو ن افتاده
خسته گشتیم از این حادثه تکراری ها
روزگاریست که در کوی بدان گمنامیم
چه شدست این همه فتوای بدهکاری ها
ساقی از وعده ی یک جام کمی میترسی
دست و دل هم نبری سمت وفاداری ها
ره نبردیم به سوی هدفی رنگین تر
باز هم شده و این همه بدکاری ها
عاقبت وصله ی این سجده مرا میراند
کو رجیمی که رود در پس این خواری ها
دو سه سالی است که در طرف چمن بیکارم
باز هم قصه ی درد و غم بیکاری ها
نازنینا تو بخوان این غزل نفرینی
که دگر خواب شده اول بیداری ها
شکوه شبم را چگونه جواب میکنی ؟
ستاره های شکسته را خواب میکنی
هنوز ز سرخی شفق دقایقی ماندست
بگو بکدامین نگه مرا خطاب میکنی
مگر ز دوری عشقم چها کشیده دلت ؟
که چشمهای مرا اسیر نقاب میکنی
دلــم هــزار راه را نــرفته مــیخـواند
بگــو غــرور مــرا چــرا کــتاب مـیکنی
ز سردی دستهای خالی ز احساست
دو چشم خون رنگم را فدای قاب میکنی
ولـی بدان در این ســکوت بی رنــگی
بدون هـیچ مـرا غـریبه حـساب میکنی
هنوز هم ز قصه هامان دمی ماندست
بـگو تـو را خــدا ٬ بـگـو ثـواب مـیکـنی
شکسته بال و پرم قفس بهانه ی پرواز است
در این فضای پر از دود دلم اسیر اعجاز است
چگونه ؟ به کدامین هدف تو را دوباره بخوانم
بگو ٬ بگو کدام رنگ مسیر آغاز است
هنوز هم ز سبزی بهار چند قدم راه است
نگو بیا به این مسیر که در باز است
نفس ز سینه برون کشانده است فریاد
چاره چیست که پشت در پر ز سرباز است
دگر بهانه نیست نیست که سر کشم یکریز
بیا بیا که جرم من درون نامه احراز است
تو خود ز آب سبز گشتی و ما هنوز بی رنگیم
خدا کجاست ؟ بگو کجا حریم پرواز است
دوستان این شعر من قبلا گذاشته بودم اما به اشتباه حذفش کردم حتی این شعر رو دوست خوبم سحر ( مدیر وبلاگ گلستانه ) بازنویسی کرده بود ولی متاسفانه از بین رفت ولی امیدوارم دوباره از این اشتباهات رخ نده و به زودی بازنویسی اون رو میزارم همینجا که . موفق باشید .
( بازنویسی شده توسط سحر مدیر وبلاگ گلستانه )
شکسته بال و پرم کى مجال پرواز است
در این فضای قفس دل اسیر اعجاز است
تو را چگونه بخوانم بهانه ای باید
بیا بگو که چه رنگی مسیر پرواز است
هنوز هم به بهاران مسافتی راه است
مرا مخوان تو به این ره مگو که در باز است
نفس بریده ز سینه برآورم فریاد
کجا روم؟ پس این در هجوم سرباز است
بهانه ای دگرم نیست سرکشم یکریز
بیا ببین که به جرمم چگونه احراز است
زآب سبز گشتی و من هنوز بی رنگم
خدا کجاست؟ کجا حریم پرواز است؟
وقتی دلت خسته شــد :
ديگر خنده معنايی ندارد ـ
فـقـط می خندی تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد !
وقتی دلت خسته شــد :
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ـ
فـقـط گريه می کنی چون به گريه کردن عادت کرده ای !
وقتی دلت خسته شــد :
دیگر هيچ چيز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن
... متن نوشته با ترجمه انگلیسی
Laughter does not mean to ...
When Heart was tired
Even tears Ramt other night I do not ...
're Just crying because crying has a habit!
When Heart was tired,
Other Ramt not nothing except the heart and to resect
هر چی سهم خودم بود رو گرفتم ولی بدون امضاء
هر چی انتظار بود رو کشیدم اما بدون دلیل
هر چی محبت بود دادم اما برای هیچ
هر چی گریه بود کردم اما برای دیوار
پس تو اینجا چه غلطی میکردی ؟؟
متن نوشته با ترجمه انگلیسی ...
Each share of what I had but I've no sign
What every expectation I had no reason but I pulled
But I love what each was for no
What I was crying every wall, but for
So here you what was wrong
درون شهری که جواب توپ خمپارست
تمام شهر به ندایی نشسته بیدار است
هنوز ز بوی دود قلم نقش می کشد
ولی کجاست ؟ به روی بوم دو راه دیوار است
نشسته جوانی بروی یک قفس پا باز
تمام مونس او درینگ درینگ گیتار است
جوان خموش برون دهد ز دیده دود سفید
بجنب پدر که برادر ذلیل و بیمار است
به صبح مات هنوز چند قدم ماندست
نگو ، نگو که دلم ز نقش صبح بیزار است
دوباره صبح شد جواب توپ خمپارست
بیا ، بجنب مولا که وعده ی دیدار است
متن نوشته با ترجمه انگلیسی ...
S still smell the smoke takes the role of pen
But Where? The canvas walls of two
Young man sitting on a foot cage open
All Mvns his guitar is Dryng Dryng
Braun S to mute young white smoke seen
Bjnb father and brother smite is sick
Am still a few steps to checkmate Mandst
Ngo, Ngo D role that I am loath to
A ball was morning again Khmparst
Come, Bjnb moula promise that your visit is
باز کن این گره سبز تو ای لوتی مست
کین گره بادیه در بادیه در خون من است
به کجا میروی ای رهرو بیگانه پرست ؟...
سالها خفته در این خاک اسیر بدنی
و هزاران کفتار
می مکند این نفس سرخ تو را
تو که میدانی از این خوی پریشانی خود
که چرا زیسته ایی ؟؟
از کجا آمده ایی ؟ به کجا خواهی رفت ؟
دست بردار از این موج غم سبزین رنگ
آنکه در هر قدم موج نفس میراند
سالها کنج قفس
بی خبر از غم تو
نغمه سر میدادست !!
آری ای همسفرم ...
موج تو نام بزرگی دارم
موج سبز ...
موج سبزی که هزاران بیمار
بی خود از کرده ی خود
دست در شوری نانش دارند
گر بگیری تصمیم ...
گر نگیری تصمیم ...
روز تو خاک سیه می شود و مرگی زرد
این چه موجی است
چه موجی است
چه سبز
متن نوشته با ترجمه انگلیسی ...
Node in Badyh Badyh Kane is my blood
Where Myrvy a passer xenophile? ...
Sleeping years in soil physical captive
And thousands of hyaena
This is self Mknd red you
This field that you temper your distress
Vocative lived why??
Where convention? Voices went where?
Wave vector of this grief green color
Although each step in the wave of self Myrand
Years corner cage
Unaware of the grief you
Head Mydadst song!
You name a big wave I
Green Wave ...
Thousands of patients vegetables wave
From your unconscious has its
Salinity in the are Bread
Decision to grant If ...
If no Grant decision ...
Syh day you are soil and yellow Death
What is this wave
What is wave
How green







